تبليغاتX
تمشک


تمشک








 

امشب فهمیدم:

انسان آرمانگرا، ایده آلیست تا همیشه، با همه ایده ها و آرمان هایش در جهنم خواهد زیست!

اس ام اس دادند:" پروژه ات دست من است سروش"، جواب دادم "من سروش نیستم" و چه خوب که جنسیت ام هم با سروش یکی نبود! اس ام اس تبدیل به مکالمه شد، نشانی های سروش را گرفتم ووانمود کردم در همان آرمانشهر من، علیرغم واهمه ها، واقعیت ها و باور اینکه دیگران درک این را ندارند که در محلی آکادمیک(؟!) حضور دارند، باور دارم به آنچه که می گذرد!نشان دادم که در تکاپوی یافتن سروشم!!از معتبر ترین منبع خود با شک پرسیدم آیا سروش وجود خارجی دارد؟جواب نه را شنیدم!

گفتم به این آقای امیر خان "سروشتان پیدا شد همانی که قد بلند دارد؟!"او هم گفت "بله!"...

دلیل اینکه می خواهم ساده باشم، نشان می دهم که زود باورم، فقط به خاطر این است که پست اندیشان محترم را بهتر درک کنم!

اس ام اسی دیگر از آقای امیر خان آمد! ـخوش آمد ـکه نام مرا خطاب می کرد با همراهی لغت "جان"

"ممنون شرط را بردم"...در عجبم که بر سر اشخاص با القاب"جان" چطور شرطبندی می کنند؟!

مناجات:خدایا ممنون که وجود دارم تا باعث شوم جوانان این مرزوبوم نه فقط با در نظر گرفتن جنسیتم در همه افکار پستشان، بلکه برای داشتن اوقاتی خوش برای سر کردن با دوستان، شرط ببندند!(با عرض پوزش از برادران و خواهران محترمی که افکارشان پلید نیست).خدایا باز هم تو را شکر که کسی را یافته ام تا زیر سایه اش امان بگیرم!

آری...من،۲۲ سال،ادبیات انگلیسی!دانشکده انسانی!حال که چی؟

نپرسیدی چرا خنده رو؟!...به خاطر به سخره گرفتن خیل عظیمی از انسانها و اینکه جوابی نداشتی برای من!

امشب...دلم بدجور گرفته!کسی دوایش را پیدا کند...به دادم برسد...امضا:خاکستری بیمار!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/09 ساعت 4:29 AM  توسط Tameshk  |