با خودم زمزمه می کنم "آزادی، دامن بگشا"...
چه کرده ای آزادی با من، که حتی در این ترس و واهمه، در این خفقان، به تو فکر می کنم!
چقدر دلم می خواهد لولیدن در تراوشات ذهن ملولم واقعی شوند...
من می خواهم آزادانه بگویم، آزادانه بشنوم، آزادانه بنویسم، آزادانه بسرایم.
من می خواهم آزادانه بروم، بیایم.
من می خواهم آزادانه در همین دنیا سرم را بر روی شانه های او بگذارم، دستش را بگیرم و قدم بزنم و نه در ذهنم!
من می خواهم آزادانه بخواهم!
افسوس آزادی شلوار پوش من!
+من عاشق موسیقی متن فیلم های فرانسوی ام!
(Le Moulin از فیلم Amelie )