این پست کمی تا قسمتی خیلی شخصی است!!
دنیایمان بی درو پیکر است...هر کسی می آید و هر کسی می رود، ما اما همه را دوست داریم.در وجودمان همه را دوست داریم.
دوست داشتنمان را بذل و بخشش نمیکنیم برای خودمان است.مال خود خودمان...
تصمیم بزرگمان را همانی که چند پست قبل خبرش را دادیم(لا مصب عینهو خبر بی پدر مادر هسته ای کشورمان می ماند، اول خبرش را می دهیم که خبری داریم، بعد از چندی محتوای خود خبر را!!)...داشتیم می فرمودیم تصمیم بزرگمان را به تی تی گفتیم، استقبالش ذوق مرگمان کرد!تصمیم گرفتیم که کل خاطرات دهه اخیر زندگی مان را دور بیندازیم!همه چیز های بد را...یعنی خیلی چیز ها را!
اینگونه زیستن را دوست داریم...کسانی هم که از این دهه اخیرمان خبر دارند به هیچ وجه من الوجوه از این خاطراتمان حرفی به میان نیاورند در جلوی خودمان!
+ما دیشب خواب چیز** را دیدیم ...میدانیم که همین دور و برمان است، در آینده ای نه چندان دور مطمئنیم که به هیکلمان و روحیه مان صفایی خواهد داد...می دانیم قلبمان طاقت ندارد...اما به پشتوانه دوستان تمشکی مان این سکته را رد خواهیم کرد.التماس دعا داریم عزیزکان.
+می دانیم که قرار بود تا ۶ هفته پیدایمان نشود، اما نتوانستیم بدون این خبر و گفتن خوابمان و تصمیمان شما را با اجاق گاز و آق گرگه تنها بگذاریم!
+بعد دور ریختن خاطراتمان و این خواب اخیر، دیگر اسم خاکستری، نیازی نیست!...چه کنیم؟همان خاکستری بمانیم؟...باشد می مانیم. خُب نه سیاهیم نه سفید!!
*می دانیم خاطرات بدمان وجه اشتراکی با شماها ندارد، اما این را هم می دانیم که همه مان خاطرات بدی داریم...بیایید درد مشترکمان را دور بریزیم...!
**

همراه شو...همراه شو...همراه شو عزیز!
