تبليغاتX
تمشک #page { background: url("images/kubrickbgwide.jpg") repeat-y top; border: none; }

در تاریخ چهارشنبه 1390/10/21 توسط Tameshk

Alas to people who need a hero.

نه جدی چرا؟

در تاریخ چهارشنبه 1390/05/12 توسط Tameshk
 

خاصیت این کامنت های اسب و الاغ دار که تبادل لینک می خواهند در چیست؟

در تاریخ جمعه 1390/04/03 توسط Tameshk

ما هم بعله.

در تاریخ جمعه 1390/04/03 توسط Tameshk

از خالی تهی، هنوز گم شده در کوچه های فهم داشته یا نداشته ی من.

Relationships

در تاریخ جمعه 1390/03/20 توسط Tameshk

پژمرده هاشو نباید آب داد. دیگه مردن.

در تاریخ سه شنبه 1390/03/17 توسط Tameshk

حمار!

در تاریخ یکشنبه 1390/03/15 توسط Tameshk

حالا ننگ و مرگ، رنگ ِ زندگی مردمی شده که عمری ننگت باد و مرگت باد را برای اهالی آن طرف تر تف می کردند!

در تاریخ یکشنبه 1390/03/15 توسط Tameshk

کاش زمان، وقتی که چشمانمان خیره به رضا و نسرین ِ در آغوش هم بود، می ایستاد.

در تاریخ پنجشنبه 1390/03/12 توسط Tameshk

شادی مان را به شما نخواهیم داد، اگر در غممان با ما نباشید.

هاله

در تاریخ چهارشنبه 1390/03/11 توسط Tameshk

و این سوزش و این بغض،

خانه ام آتش گرفته است، آتشی جانسوز...

Nation

در تاریخ چهارشنبه 1390/03/11 توسط Tameshk

وقتی ایران عزتش را هم از دست می دهد.


در تاریخ چهارشنبه 1390/03/11 توسط Tameshk

یکی پیدا بشه بهم بگه تو همونی، اونا هم همونن

یکی پیدا بشه بگه همه این ترست فقط توهم خودته

Pregnancy

در تاریخ جمعه 1390/03/06 توسط Tameshk


از نوع نامشروعش، می مانی که کدام سر قضیه را بگیری!

این آزاد بودن ذهن و تن هم ظرفیت می خواهد که پشت هزار کـــ انــــ دوم هم بوجود نمی آید!

هر چقدر هم تو پیشگیر باش!

+ "برای حدیث های نا مکرر من"

در تاریخ چهارشنبه 1390/03/04 توسط Tameshk

می خوام از این همه فیلتر عق بزنم!

در تاریخ شنبه 1390/02/31 توسط Tameshk

مرده شورتو ببرن سنجش دات اُ آر جی

این حدیث مکرر من

در تاریخ دوشنبه 1390/02/26 توسط Tameshk

دیگر لذتی ندارم برایشـ/ان. مثل آب از انگشتانم به پایین می سرند.

آشنا بوی دوری ِ دوباره از راه می رسد.

در تاریخ چهارشنبه 1390/02/14 توسط Tameshk

اینگونه بر مرگ خود زاری نکرده بودم.

Finally

در تاریخ شنبه 1390/02/03 توسط Tameshk

'Ve Started the Diary 

Revealing

در تاریخ پنجشنبه 1390/02/01 توسط Tameshk


خسته زنی را بودن و به تصویر کشیدنش با تمام رویاهای مرده اش، سخت تر از دیدن اش است، دیدی و ندیدی، درد این خسته جان را، که دردش، جانش بود، بلوغ بود و شاید هم زنانگی اش. آنی که می دیدم نبودی.

دیگر نباش، دیگر نیا. رنج هایم را تمام کردم. برو.

دل من گرفته ز اینجا

در تاریخ سه شنبه 1390/01/30 توسط Tameshk

فرزندم، تمشک، بوی غربت می دهد. چقدر دلتنگ بود و هست همیشه، این همه من از کجا می آید برای تحمل این دلتنگی ها؟ دوستانش هم.

چند وقت پیش نوشته بودم خسته ام از خستگی تو، خستگی او، این همه خستگی کجای زمین جا می شود؟

اصلن بوی غربت هم نه، بوی نا می دهد انگار، بوی عصیان نم زده، که به هیچش نمی آید، بوی آشفتگی تو بگو، آشفتگی رویاهایی که نه به ت ِ اش می ماند نه به میم نه به شین و نه به کاف اش. حس می کنم تا ثریا هم غریبانه کج می رود این فرزند غریبم!

Missing

در تاریخ سه شنبه 1390/01/30 توسط Tameshk

ما هم رفتیم به گ* ، طعم دار از نوع عاشقی اش!

چه روزها بیارایم از این دوری.

Memories

در تاریخ دوشنبه 1390/01/29 توسط Tameshk

مثل یک زخم عمیق که گوشت اضافی زده.

؟

در تاریخ دوشنبه 1390/01/29 توسط Tameshk

 باور کن هنوز هم درد دارد، تو را از دیگران شنیدن و اینگونه شنیدن. چشمهایشان تو را حقارت بخشید، و تو خود خواستی.

بزرگ بودی...بودی...دیگر نیستی در چشمهایمان.

آن که مرا آرزوست دیر میسر شود

در تاریخ سه شنبه 1390/01/23 توسط Tameshk

غروب را در انتظار هستم تاصبح بیاید، و صبح را می گویم نگذار غروب شود، غروب که می شود تا همین الان که می نویسم اشک می ریزم که شراره ام رفته.

برای "ح"

در تاریخ دوشنبه 1390/01/22 توسط Tameshk
 

آنقدر تلخ بود که در خواب از ناتواني مي گريستم، کاش زودتر بگذرد.

خانه تکانی در تمشک

در تاریخ شنبه 1390/01/20 توسط Tameshk
 

چهارسال ، شیرین و تلخ، زنده شد، شیخ و آبستن، ددت، سمیه، کینگ و تردید و گلناز، بیف استراگانف و رها که از چهارسال پیش بودید ... مرسی.


نماز شام غریبان چو گریه آغازم

در تاریخ شنبه 1390/01/20 توسط Tameshk


   لجام گسیخته اسبی را می ماند این دلتنگی، با کمی تعارف بیجا آنقدر بزرگ شد که، ره و رسم سفر بر انداختم از جهان!


در تاریخ دوشنبه 1390/01/01 توسط Tameshk

کمی سال نو تزریق شود لطفاً

_Rememberance_

در تاریخ چهارشنبه 1389/12/18 توسط Tameshk

یادم باشد امشب را خوشحال بودم، و فردا را در انتظار.

    یادم همیشه باشد این روزهای خوب گاهی یا هیچ دیگر نخواهند بود.

           یادم باشد این روز ها را داشته ام.

در تاریخ چهارشنبه 1389/12/18 توسط Tameshk

خسته از خستگی تو، خسته از خستگی او و نه خسته از خود.